منو

شنبه, 31 فروردين 1398 - Sat 04 20 2019

A+ A A-

چرا بعضی روحانیون جوانان را تشویق به ازدواج در سن کم می‌کنند...

  • نوشته شده توسط علی اکبر
  • دسته: اجتماعی
  • بازدید: 1997

چرا بعضی روحانیون جوانان را تشویق به ازدواج در سن کم می‌کنند در حالی که اوضاع بیکاری و تورم کشور را می‌دانند؟ واقعاً یک جوان 17- 18ساله با چه پولی می‌خواهد یک زندگی را بچرخاند؟ (پیش دانشگاهی)

علما، فقها و روحانیون، آموزه‌های اسلام در مکتب وحی و سنت اهل عصمت علیهم‌السلام را ترویج می‌نمایند، چرا که بدون

سن ازدواج

تردید نجات انسان و رشد و موفقیت در شئون متفاوت زندگی فردی یا اجتماعی، مستلزم فراگیری، باور و تحقق آن آموزه‌ها می‌باشد و به غیر از آن سبب هبوط و سقوط جوامع بشری می‌گردد، چنان چه گردیده است.

الف – شرایط اقتصادی، یک اصل بسیار بسیار مهم می‌باشد، اما باید بدانیم که «زیر بنا» نیست. نگاه اسلام به زندگی، با نگاه سرمایه‌داری که اقتصاد و سود را زیربنا می‌داند یا با نگاه مارکسیستی که انسان را ابزار تولید و اقتصاد را زیربنا و هدف می‌داند، بسیار متفاوت است.

شرایط اقتصادی، هیچ وقت در هیچ کجای عالم (مگر برای قلیلی از آحاد یک جامعه)، خوب نبوده است و بعید است تا مدت‌ها پس از ظهور و استقرار حکومت عدل جهانی نیز خوب شود، اما «ازدواج» در هیچ کجا و در هیچ شرایطی متوقف و ریشه‌کن نگردیده است، چرا که یک نیاز فطری، ضرورت عقلی و ساختار اصلی زندگی فردی و اجتماعی می‌باشد.

ب – در مقابل نگاه اسلام و آن چه خداوند متعال سبب رشد، کمال و رفاه مادی و معنوی بر شمرده است، نگاه مادی قرار دارد که به اشکال و صورت‌های متفاوت ظهور و بروز می‌یابد و گاه در قالب «ایسم»ها به صورت رسمی القا می‌شود و اغلب به صورت یک نگاه و رفتار به فرهنگ جوامع تحمیل می‌گردد.

در این نگاه، نه تنها اقتصاد اصل است، بلکه حتی تمامی نیازهای عقلی، فطری، عاطفی، غریزی و ... نیز با نگاه اقتصادی مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد، تا آنجا که حتی هدف از ازدواج و تولید نسل نیز اقتصادی می‌شود.

ج – در این نگاه، ازدواج کاملاً مغایر با سودآوری می‌باشد. از یک سو افراد را که باید برده‌وار ابزار تولید و در اختیار سرمایه‌گذاران باشند به امور دیگری چون: عشق، تعهد، خانواده و ... پایبند می‌کند و از سوی دیگر مصرف تجرد و هزینه‌های آن که از جمله «هزینه‌های زندگی فردی و نیز فحشا» می‌باشد را کاهش می‌دهد و اثر خود را در توابع آن می‌گذارد.

اما در نگاه اسلام، انسان بنده خداست و نه ابزار تولید و سود بندگان دیگر، رشد، کمال و رفاه او نیز مستلزم ارضای صحیح و درست همه نیازهای مادی و معنوی اوست.

د – تردیدی نیست که هزینه‌های مادی و معنوی بالا رفتن سن ازدواج، کاهش نرخ ازدواج، افزایش نرخ طلاق، کاهش نرخ جمعیت و ...، که به تک تک آحاد یک جامعه تحمیل می‌گردد، به مراتب افزون بر هزینه‌های ازدواج و زندگی مشترک و سالم می‌باشد. اما همان‌هایی که ظاهراً فقط دید اقتصادی دارند، اذهان عمومی را فقط نسبت به ازدواج هراسان و نگران می‌کنند و از آثار سوء اقتصادی در کاهش ازدواج هیچ نمی‌گویند.

ﻫ – خداوندی که فرمود: بندگانش در جوانی یا حتی نوجوانی ازدواج کنند، علیم و حکیم و هادی و رازق است. هم به نیازهای آن چه خلق کرده آگاه است و هم نسبت به راه‌های رشد و رفاه بندگانش بصیر و هادی است و هم نسبت به مشکلات آنان «خبیر» می‌باشد و اوست که «رب العالمین» و تربیت کننده‌ی امور است.

او می‌داند که یک نوجوان یا جوان، به رشد عقلی مرد یا زن 30 و 40 نرسیده است و البته که امکانات مالی فراوانی نیز ندارد، اما می‌داند که عواطف، شعور و غرایز او، از سن بلوغ رشد دارد و اگر در مسیر صحیح نیافتد، موجب انحرافات گوناگون و هلاکت او می‌گردد، اما اگر به وقت ازدواج کند، ابواب فتح و موفقیت به روی او و بالتبع جامعه گشوده می‌شود.

و – البته در آموزه‌های اسلامی، فقط زود ازدواج کردن نیامده است، بلکه یک زنجیره‌ب بافته شده از حلقات مربوطه است. چنان چه فرمود: اسراف نکنید – تشریفات را کنار بگذارید – ازدواج را سخت نگیرید – به فرزندان یا بی‌بضاعت‌ها در امر ازدواج کمک کنید – مهریه را کم بگیرید – در جهیزیه تجارت و چشم و هم چشمی نداشته باشید – دوست [دختر یا پسر] نگیرید – نگاه آلوده به یک دیگر نداشته باشید – ظاهر خود را فریبنده نکنید و جاذبه‌های جنسی خود را در معابر و منظر عموم به نمایش نگذارید – خودسازی داشته باشید – دگر سازی داشته باشید – نیکی، تعاون و تقوا را محور روابط اجتماعی خود قرار دهید – نسبت به هم سازش و گذشت داشته باشید و ... .

بدیهی است که اگر این آموزه‌ها تبلیغ و ترویج گردد و راه و روش مردم در ساختار «سبک زندگی» قرار گیرد، ازدواج راحت، ارزان، قابل تحقق و موجب رفع بسیاری از ناهنجاری‌های روانی، اخلاقی و اجتماعی می‌شود و بستر رشد و رفاه سالم نیز فراهم می‌گردد و شکوفایی اقتصادی سالم را نیز به ارمغان می‌آورد.

منبع : ایکس شبهه

آیا [در اسلام] دختر می‌تواند از پسر خواستگاری کند؟ اگر آری، چرا مقبول و عرف نیست؟

  • نوشته شده توسط علی اکبر
  • دسته: اجتماعی
  • بازدید: 1984

آیا [در اسلام] دختر می‌تواند از پسر خواستگاری کند؟ اگر آری، چرا مقبول و عرف نیست؟

پاسخ:
فرهنگ ازدواج در هیچ مکتب و دینی چون اسلام، مورد توجه جدی قرار نگرفته است. خواستگاری یعنی درخواست ازدواج. لذا فرقی نمی‌کند که پسر از دختردرخواست ازدواج کند و یا دختر از پسر چنین درخواستی داشته باشد. اما باید به نکات ذیل توجه داشت

الف – خواستگاری، ‌مرحله‌ی پس از پسند و انتخاب فرد مناسب برای همسری است. لذا دختر یا پسر باید ابتدا و قبل از دیدن یک چهره، ملاک‌های خود برای انتخاب همسر را خوب بشناسند و خوب انتخاب کنند. پس از این مرحله اگر فردی را برخوردار از این ملاک‌ها دیدند، پیشنهاد ازدواج هیچ منعی ندارد. چه از سوی پسر به دختر باشد و چه از سوی دختر به پسر.

ب – همان‌طور که بیان شد، خواستگاری یعنی درخواست و پیشنهاد ازدواج. پس کسی باید این درخواست را از طرف مقابل داشته باشد و یا این پیشنهاد را به او عرضه کند که اگر پاسخ مثبت گرفت،‌ بتواند با وی ازدواج کند. لذا پیشنهاد ازدواج چه از سوی پسر به دختر و چه از سوی دختر به پسر، باید پس از فراهم نمودن همه‌ی شرایط لازم برای ازدواج صورت بپذیرد. و گرنه چنین پیشنهادی دیگر پیشنهاد یا درخواست «ازدواج» نیست.

ج – پیشنهاد ازدواج از سوی دختر به پسر، مقبول است، اما چنان چه گفتید: عرف نیست. چرا که در فرهنگ اسلامی ما [بر عکس همه‌ی مذاهب، مکاتب و فرهنگ‌های کهن و نوین]، زن از مقامی والا، حرمت، تقدس، حیا و نقش مهمی در تشکیل و حفظ کیان خانواده به عنوان اصیل‌ترین کانون اجتماعی یک جامعه دارد. به همین دلیل اصل خواستگاری دختر از پسر مقبول است، اما شکل آن «اگر چه ابتدا دختر خواهان باشد» فرق می کند. یعنی به منظور احترام و حفظ همان جایگاه، حرمت و حیا، تدبیری می‌شود که ابتدا نظر پسر نیز به صورت مستقیم یا غیر مستقیم راجع به دختری که او را برای ازدواج پسندیده پرسیده شود و اگر پاسخ مثبت بود، ترتیبی داده می‌شود که پسر مراسم خواستگاری را انجام دهد. و البته این فرهنگ ضمن آن که بسیار حکیمانه است، از زیبایی‌ها و لطافت‌های خاص خود که با فطرت پسر و دختر سازگاری دارد نیز برخوردار می‌باشد.



منبع : ایکس شبهه

در مقابل مهریه بالا، هزینه‌های مترتب بر مراسم که حتماً در تالار باشد و ...

  • نوشته شده توسط علی اکبر
  • دسته: اجتماعی
  • بازدید: 2036

در مقابل مهریه بالا، هزینه‌های مترتب بر مراسم که حتماً در تالار باشد و ... که ازدواج را مشکل‌تر کرده است چه کنیم؟ آیا این سختی‌ها در امر ازدواج مورد تأیید اسلام عزیز است؟

پاسخ :
ازدواج یک قوانین شرعی و قانونی دارد و یک آداب و سنن فرهنگی، که به تناسب شرایط زمانی و مکانی متغیر است.

آن چه که شرعی و قانونی است نه فقط سخت و زیاد نیست، بلکه اگر مردم با قوانین شرعی و آموزه‌های اسلامی آشناتر شوند، متوجه خواهند شد که اتفاقاً خداوند متعال ازدواج را بسیار سهل و آسان گرفته است تا حتی نوجوانان دختر و پسر بتوانند سریع‌تر ازدواج کرده و از نعمات زندگی مشترک زودتر برخوردار شده و از مواهب مادی و معنوی زندگی لذت ببرند، تا بهتر رشد کنند.

اما آن چه تحت عنوان «فرهنگ، آداب و رسوم» ازدواج رایج می‌گردد، به خود مردم بر می‌گردد و به همین دلیل دائم دستخوش تغییر است و در هر زمان و مکانی، اصول جداگانه‌ای دارد.

مشکل ایجاد شده آن است که متأسفانه سمّ مهلک «تجزیه» را نه فقط بین مذاهب یا ملل، بلکه در فرهنگ نیز تزریق کرده‌اند. گاه مردم آن موقعی که رفتاری به اصطلاح مُد می‌شود و مطلوب عموم می‌گردد، بدون آن که در مورد آن فکر کنند، با اسلام تطبیق دهند و در عواقبش تأمل کنند، پیروی می‌کنند و بعد که دچار مشکل می‌شوند فغان‌شان بلند می‌شود و تقصیر را به گردن این و آن و حتی دین، دولت، مملکت، ملیّت، جامعه و ... می‌اندازند!

فرهنگ التقاطی:

متأسفانه باید اذعان داشت که فرهنگ غالب بر ازدواج‌های امروزی در جامعه ما، نه کاملاً شرعی است و نه ملّی و نه غربی یا شرقی و وارداتی، بلکه فرهنگی کاملاً التقاطی از همه‌ی عوامل است، حتی در میان اغلب خانواده‌های بسیار متشرع و مؤمن نیز چنین است.

گاه یافتن مورد مناسب برای ازدواج (چه دختر و چه پسر)، با تأسی به فرهنگ غرب و آن هم بخش منحط‌اش صورت می‌گیرد. مثل دوست شدن در خیابان، میهمانی، پارتی، کافی‌شاپ، چت، شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و ... . بدیهی است که مقدمه این آشنایی‌ها معمولاً گناه است و زمینه مراودات نیز گناه است و طبعاً در چنین شرایطی نمی‌توان همتای (کفو) مناسبی انتخاب کرد.

خواستگاری به سنّت ملّی انجام می‌گیرد و اگر جواب مثبت بود، مراسمی تحت عنوان «بله برون» یا همان «شیرینی خوران» سابق برگزار می‌گردد که چگونگی آن به مُد بستگی دارد، بعد مراسم عقد، مراسم ازادواج، مراسم پاتختی و ...، با هزینه‌های کلان و محتوایی که برخی از ترکیه‌ها گرفته شده، برخی از عرب‌ها، برخی از هندی‌ها، با اداها و اطوارهای غربی و آن هم نه آن چه بین خودشان رایج است، بلکه آن چه در قالب فیلم‌ها و سریال‌ها رواج می‌دهند! و البته لازم به ذکر است که جاری نمودن خطبه‌ی عقد نیز بر اساس «شرع» انجام می‌گیرد. یعنی یک فرهنگ کاملاً التقاطی!

گاه اگر به روند یک ازدواج در یک خانواده مسلمان دقت شود، مشهود می‌شود که هیچ فرازش به غیر از همان جاری کردن خطبه عقد نکاح، با احکام، فرهنگ و آموزه‌های اسلامی مطابقت نداشته است.

مهریه، جهیزیه و مراسم سنگین:

اسلام نه مهریه‌ی سنگین را توصیه کرده و نه مهریه را نوعی ضمانت اجرایی آتیه‌ی دختر قلمداد نموده است و نه به پسر و خانواده‌اش توصیه نموده که جهیزیه سنگین بطلب و نه توصیه به این اسراف‌ها در برگزاری انواع و اقسام مراسم نموده است. تا جایی که اگر داماد سرویس طلا و جواهر نخرد اهانت به دختر است و اگر عروس جهیزیه تمام و کامل و البته با بِرَندهای معروف خارجی نیاورد موجب تحقیر اوست و اگر هر دو طرف در برگزاری مراسم عقد و عروسی با یک دیگر و نیز دیگران رقابت و چشم و هم چشمی نکنند، نوعی سرخوردگی باشد.

این فرهنگهای غلط و التقاطی که البته از عوامی نیز نشأت می‌گیرد، همین عواقب تلخ در سخت شدن ازدواج، بروز اختلافات شدید بین خانواده‌ها و زوجین و نیز منجر شدن ازدواج‌ها به طلاق و یا تداوم زندگی مشترک با سردی را در پی‌دارد.

تغییر سبک و فرهنگ زندگی:

تغییر سبک و فرهنگی زندگی که مقام معظم رهبری بسیار بر آن تأکید داشتند، یک مصداقش همین است و انجام این امور مهم را نیز نباید از خانواده‌های طرفین انتظار داشت، بلکه خود جوانان باید قیام و انقلاب کنند.

*- دختران مصرّ باشند که مهریه بالا نمی‌خواهند. اگر وضع مالی داماد خوب است، مال و ثروت و ملک و املاک دارد، هیچ منعی ندارد که هر چه دوست دارد به همسرش هدیه دهد. اما این هدیه در قالب مهریه نباشد که مهریه‌ی بالا و سنگین این چنین مُد و شاخص ارزش دختر شود. و اگر متمول نیست، پس بدهکار کردن صوری او هیچ فایده‌ای به جز فلاکت مشترک ندارد.

*- پسران به هیچ وجه زیر بار مهریه‌ای که قدرت پرداخت آن را در حال حاضر ندارند و یا با محاسبات عقلانی تا سال‌های آتی نیز نخواهند داشت نروند. نهایت این است دختری که می‌خواهد مشروط به این مقدار مهریه با او ازدواج کند، ازدواج نمی‌کند. خوب این خود ملاک و شاخصه‌ی خوبی برای تشخیص کُفو و همسر مناسب برای زندگی مشترک است.

*- دختران در همان ابتدای آشنایی و مذاکرات با صراحت، قاطعیت و جرأت تمام اعلام کنند که الزامی به جهیزیه آن چنانی ندارد و تأمین مایحتاج زندگی بر عهده مرد است. حتی در فرهنگ‌هایی (مثل مشهد) رسم بر این است که جهیزیه بر عهده‌ی مرد است و خانواده عروس از قبل فهرستی از مایحتاج به داماد و خانواده‌اش می‌دهند که باید حتماً تهیه کند، این هم غلط است. و البته دامادها نیز باید به خود القا کنند که چشم به جهیزیه ندارند و جهیزیه آن چنانی نمی‌خواهند و میزان و مقدار و رقم جهیزیه را اعتبار قلمداد نمی‌کنند.

*- هر دو طرف و خانواده‌ها از همان ابتدا تفاهم کنند که از برگزاری مراسم آن چنانی با هزینه‌های کلان خودداری خواهند کرد. معنا ندارد که حتماً به خاطر عقد و ازدواج تالاری در نظر گرفته شود که بابت هر میهمان از 15 هزار تا 150 هزار تومان و یا بیشتر هزینه تحمیل می‌کند و معمولاً هیچ کس هم راضی بیرون نمی‌رود. اسلام فرموده است «ولیمه» دهید. نفرموده تالار بگیرید، دو تا سه نوع غذا بدهید و میهمانان نیز مجبور شوند هزینه‌های کلانی بابت تهیه لباس و آرایش دهند. این رسم شاهزاده‌های ظالم و مفت‌خور بوده که اکنون به همگان از فقیر و ثروتمند تحمیل شده است.

بدیهی است که اگر رعایت احکام و آموزه‌های اسلامی در امر ازدواج فقط به خطبه عقد محدود نگردد و فرهنگ اسلام نهادینه شود، ازدواج نیز آسان، شیرین و پایدارتر خواهد بود.

منبع : ایکس شبهه


مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید