منو

یکشنبه, 30 مهر 1396 - Sun 10 22 2017

A+ A A-

بخش اول : عوامل خودخواسته در تاخیر ازدواج

بخش اول : عوامل خودخواسته در تاخیر ازدواج از زبان استاد میلانی نژاد

آنچه مسلم است اراده اللهی در راستای خواست من و شما قرار میگیرد، اگر من بخواهم باایستم خداوند هم امضا میکند و می ایستم مگر موانعی در کار باشد که باید برطرف شود و یا مصلحتی که بالاتر از این مورد است، در غیر این صورت یقینا خواستن توانستن است محقق خواهد شد همان چیزی که بارها به یکدیگر یادآوری کرده ایم.

به عکس اگر چیزی را نخواهیم هرچند مقدمات آن فراهم شود انجام نخواهد شد البته باز هم ممکن است موارد خیلی نادر پیش آید که بعضی بگویند ما اصلا فلان چیز را نمیخواستیم ولی نفهمیدم چطوری شد و یک وقت چشم باز کردیم دیدیم ناخواسته درگیر امری هستیم که ازش فراری بودیم

این یک استثنا ولی قانون کلی چیز دیگری است، پس باید تصمیم جدی گرفت ، دستوراتی که برای سهولت و سرعت در امر ازدواج وارد شده را با عزمی قوی و توسلی شدید خواست که اصرار و الحاح بالاخره نتیجه میدهد .

لذا اولین قدم در برطرف شدن عوامل خودخواسته تاخیر در ازدواج، خواستن آن است که انگیزه قوی خواهد شد برای ورود در انجام و طی مراحل بخت گشایی .

از جمله عوامل خودخواسته تاخیر، تحصیل و یا ارائه ی آن است که بعضی آن را مانع میدانند.
با کمی برنامه ریزی و آینده نگری و استفاده از نظریات کارشناسان فنی ، میشود به اینجا رسید که هم ازدواج کنیم و هم تحصیل ؛ گرچه دشوار است .

عامل و انگیزه دیگر عدم نیاز به ازدواج است ...
وقتی ارتباط با جنس مخالف در جامعه راحت شد و کام یابی و بهره بری از لذت جنسی به سهولت ممکن شد ، دیگر داعیه و انگیزه ای برای تن دادن به امر ازدواج پیش نمی آید حتی اگر امکانات بالای مالی هم وجود داشته باشد .

باز میتوان از عوامل تاخیر در ازدواج عدم مسئولیت پذیری مخصوصا در آقایان را ذکر کرد :
بیحالی، سستی ، تنبلی و ... میتواند باعث شود که هیچ وقت مردان به دنبال پذیرش مسئولیت فرد یا افراد دیگر نشوند چرا که امر ازدواج با خودش تکلیف ، تعهد و مسئولیت به همراه دارد و آنهایی که حوصله کار و تلاش و پیگیری را ندارند و از ورود مستقیم در صحنه جامعه میترسند تن به ازدواج نمیدهند .
این مخصوص آقایان نیست بلکه خانم ها و دختران ما هم گاهی به این درد مبتلا هستند .

پذیرش مسئولیت همسری و اداره خانه و یا تربیت فرزند از جمله امور سخت و گاهی طاقت فرسا می باشد که خود انگیزه تاخیر و یا تعطیل امر ازدواج در بین جوان ها شده است.

از دیگر عواملی که موجب تاخیر و یا بهتر بگویم تعطیل امر ازدواج شده است ، چشم و هم چشمی و توقعات بالای مادی در ابتدای زندگی است .
اگر دختران و پسران بر این باور باشند که اول زندگی باید تمام آنچه وسایل مورد نیاز در طول زندگی مشترک است را داشته باشند ، از آنجایی که همه خانواده ها از این امکانات برخوردا نیستند و روز به روز هم مسابقه تجملات و تشریفات چه در مجالس عقد و عروسی و چه در تشکیل خانواده، سرعت زیادی گرفته و مال اندوزی و حرض و طمع و راحت طلبی به شدت در حال سرایت به بدنه تمام سطوح جامعه است لذا تا پدید آمدن این امکانات ، امر ازدواج به تاخیر افتاده ، سن پسران از حد معمول گذشته و کم کم دیگر آن شور و شوق سال های اولیه بلوغ را ندارند ؛ کار به جایی میرسد که در سن 40 سالگی خانه و خودرو و وسایل زندگی دارند اما شوق تشکیل خانواده و ازدواج ندارند ، قدرت ریسک آن ها پایین آمده و دچار وسواس در انتخاب همسر آینده می شوند

این روند در دختران هم چنین است ، دختر خانمی قسم خورده تا تحصیلات دانشگاهی اش تمام نشده ازدواج نکند ، تا جهیزیه ی چنین و چنان فراهم نشده به کسی جواب بله نگوید و تا مرد مورد علاقه اش با تمام امکانات مالی پیدا نشده به کسی اجازه خواستگاری هم ندهد!

ببینید کار به کجا میرسد؛ دختر خانم از سن 30 سالگی گذشته به حدود 40 سالگی رسیده ، دخترانِ جوان تر از او هستند که آماده ازدواج باشند و تعداد رقبا خیلی زیاد شده و از طرفی وجاهت جوانی، علاقه و نشاط سال های اول جوانی را هم ندارند و باز هم دچار وسواس شدید شده اند .

از طرفی تنهایی هم معضلی است که از درون روح و روان او را آزار میدهد ، هرچند در ظاهر شاداب نشان دهد ولی خاطری افسرده و زود رنج پیدا کرده است
ممکن بود اگر همان اوایل جوانی حتی با کمبود و با نبود امکانات مالی ازدواج میکرد زندگی سختی داشت ولی الان خود معترف است که اصلا زندگی ندارد که بخواهد سخت باشد یا آسان!

نوشته شده توسط : حجت الاسلام و المسلمین میلانی نژاد